![]() |
![]() |
|
| زندگی چيزی نیست جز خوشه ای آرزو. |
|
عقربك هاى ساعت دوازده و نيم، سينه ىِ شب را دو نيمه كرده است! شهر، در آغوش غفلت چرت مىزند؛ سكوت غم زده ىِ بيهودگى، رنگ خاموشى را بلعيده است! پنجه ىِ بيتايى، رشته هاى باريك انتظار را؛ در و ديوار خلوت مىروبد! و پاهاى تاول خورده صبر مويه مىزند از خستگى؛ که از عطش نگاه زنِ لنگ، در امتداد آخرين پله ىِ هستى؛ آهنگ ندامت، لبهاى خموشى را صدا مىزند پخته گِلى، از فرو دادن لذت دود سيگار پس مانده، خشنودست. سايه ىِ سفيدپوش فردا در انتهاى جاده اميد، پا به پا مىكند شايد كه منتظر سفرى است ناله ىِ زن بىصدائى اندوهناك را از سياهى شب مىليسد صداى ريزش دانه هاى حقيقت از دهانش، بر گونه ىِ سنگى سطح زمين، پرده ىِ افق را چين مىاندازد مردى بىنام و نشان، كيسه اى از توشه بار زندگيش را جا مىگذارد، با مشتى آرزوى ديرين!، و او به خرده ريزه هاى ماندن خويش، قناعت مىورزد!، تازيانه باد شب بر تن ريلهاى رفتن مىتازد، مرغ هوس، دانه ها را از منقار باد مىقاپد، تا دريچه اى بسازد براى قفس بيم! من از آنسوى قافله ىِ پوچ ستان مىپرسم، و كلام پرسش، در فرياد سوت ترن گمشده، من، جا مانده ىِ خواهش بىمعنى شبستان هستم!- راه بىپايان ترن روشن است، بى هيچ خط و نشانى در دور و برش؛ و در ناله سايه اى، كه تنهائى فضا را اريب مىبُرد، پاى پيشروى كسى در پاى ستون تحمل مىلغزد؛ و شيشه ىِ نيمه پر بيخيالى از قطره چكان ستيز با خويش مىچكد! جامه ىِ خشم تن زمين تر شده؛ از بارش باران سرزنش، ...ديرهنگام و من چتر نجات توجيه ذهنيت را بسته ام!- پاشنه ىِ كفش گريز تخت است، با جرعه اى زهرخند، آنها را از كهنه بازار بيقيدى ستانده ام زبان حقيقت از گونه سرد سيمانى زمان گرفته، من با آخرين ايستگاه ترنِ عمر، چندى فاصله دارم پس مانده تاريكى حرص ذرات نقره فام ماه را مىروبد! و تنها، سايه ام، همسفرى ست همراه، و براى چيدن دانه ىِ دل كه، گردنبار عمر است، در خود مىشكند!. الناز ح ۲۰۰۸ کپنهاک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:6 توسط الناز. ح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با خرید رمان خوشه های آرزو از فروشگاه نشر البرز از بچه های بی سرپرست پرورشگاه صبا حمايت کنيم. رمانی خواندنی و مهيج با دستمايه ای واقعی که لحظه های ملتهب عشق را به تصوير می کشد. با تشکر الناز حسن زاده
|
| پیوندهای روزانه |
|
احمد باران گنابادی مشاوره آنلاین تنها قلب شکسته من در غریت مجله هنری پيرامون ذهن من مبایل سنتر در کوی ما شکسته دلی می خرند و... بزرگان موسیقی سنتی ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|