![]() |
![]() |
|
| زندگی چيزی نیست جز خوشه ای آرزو. |
|
مروري بر نمايشگاه بيستويكم كتاب تهران؛ اگر روز جمعه چنين اتفاقي ميافتاد، ميشد آن را به پاي ازدحام مردم در نمايشگاه گذاشت، حتي اگر غروب يك روز غيرتعطيل هم بود، بازهم ميشد آن را به حساب شلوغي معمول غروبها گذاشت، اما اين اتفاق صبح ديروز افتاد، صبح ديروز؛ شنبه. صبح ديروز كساني كه با ماشين به نمايشگاه ميآمدند به در بسته پاركينگها ميخوردند و سرگردان ميشدند. آنان از بزرگراه شهيد حكيم كه به طرف نمايشگاه ميپيچيدند، درهاي پاركينگها را يكييكي بسته ميديدند و اگر دري باز بود، آنقدر شلوغ بود كه نوبت فقط به چند خودرو ميرسيد و باز دوباره مجبور ميشدند به خيابان شهيد بهشتي برسند و بعد بزرگراه شهيد مدرس و بعد شهيد حكيم و همينطور دور نمايشگاه بچرخند تا شايد جايي پيدا كنند، البته اگر حوصله ميكردند و ميماندند و نميرفتند. بازديدكنندگاني كه صبح شنبه با ماشين به نمايشگاه آمده بودند، از مديريت نمايشگاه انتقاد داشتند، اما اين انتقادها نامه و بيانيه نميشود تا وزير يا معاونش آن را سياسي بخوانند. اين انتقادها شنيده نميشود، زيرا پاسخ از پيش مشخص است؛ مصلا بهترين مكان براي برگزاري نمايشگاه است و منتقدان هم پيشتر تكليفشان روشن شده است؛ <سياسياند> يا <فاقد مشاعر.> مديريت نامناسب و بيتدبيري در حل مشكل پاركينگ كه منتقدان از سال گذشته نسبت به مشكلات آن هشدار داده بودند، بازديدكنندگان را با مشكل مواجه كرده است. ازدحام ماشينها در اطراف نمايشگاه در حالي رخ ميداد كه در نمايشگاه از ازدحام آنچناني خبري نبود. فروشگاه يا نمايشگاه؟ نمايشگاه بيستويكم براي ناشران بخش خصوصي كه در نمايشگاه شركت كردهاند، يك فروشگاه بزرگ است. در دورههاي قبلي نمايشگاه، نويسندگان و كارشناسان در غرفهها حضور مييافتند و مخاطبان اين امكان را مييافتند كه با نويسندگان رودررو گفتوگو كنند و در طول 10 روز نمايشگاه پاتوقهايي فرهنگي شكل ميگرفت و گاه در برخي از غرفهها بحثهايي جدي در ميگرفت كه خود به توليد ايدههايي منجر ميشد؛ حتي برخي از ناشران فضاي مشخصي را به اين برنامهها اختصاص ميدادند. <سراي اهل قلم> نيز در سالهاي آخر دوره اصلاحات بخشي از برنامههايش را در اختيار ناشران قرار داده، اما در دوره بيستويكم نه از چنين فضاهايي در غرفهها خبري است و نه ناشران در برنامههاي سراي اهل قلم سهمي آنچناني دارند. نمايشگاه كتاب تهران براي بخش خصوصي به فروشگاهي بزرگ تبديل شده است و تمام برنامههاي جنبي در انحصار وزارت ارشاد و نهادهاي دولتي است. در غرفههاي نمايشگاه اگر از يكي دو ناشر دولتي بگذريم، به ندرت با غرفهاي روبهرو ميشويم كه برنامهاي جنبي داشته باشد. برخي از ناشران علت اين امر را در نوع برنامهريزيهاي وزارت ارشاد و همچنين كمبود فضاي غرفهها ميدانند. برخي از غرفهها در اين دوره از نمايشگاه، آب رفتهاند و فضايشان كوچك شده است. برخي از ناشران از چگونگي تقسيمبندي غرفهها انتقاد دارند و معتقدند كه در تقسيمبندي غرفه عدالت رعايت نشده است. مديران نمايشگاه اين انتقادها را قبول ندارند، در عين حال برخي از نارساييها را ناشي از آييننامه ميدانند و ميگويند كه بايد آييننامه براي دورههاي بعدي اصلاح شود. ناشراني كه در تقسيمبندي به آنها فضاي كمتري اختصاص داده شده است، به برخي از غرفهها اشاره ميكنند و ميگويند عليرغم تعداد يكسان كتابها، برخي غرفهها كوچك و برخي غرفهها بزرگتر است؛ اما يكي از ناشران به موضوع جالبتري اشاره ميكند. او ميگويد شما غرفههايي را كه در نبش راهرو قرار دارند و فروش كتاب از دو طرف برايشان ممكن است نگاه كنيد! اغلب ناشراني كه سرنبش قرار گرفتهاند يا ناشران دولتياند يا ناشران خاصي كه بيشتر كتابهايي با گرايش خاص منتشر ميكنند. اين اتفاق در حالي رخ داده است كه مبناي كنار هم قرار گرفتن غرفهها الفبايي است، اما در برخي از موارد رديف الفبايي رعايت نشده است. ريشه اين مشكل كجاست؟ اگر از بحث بيعدالتي و عدم رعايت ملاكهاي تعيين شده بگذريم و قضاوتي دربارهاش نكنيم، مشكل اصلي به كمبود فضاي نمايشگاهي در مصلي برميگردد. امسال اگرچه تعداد غرفههاي درخواستي به ميزاني نبوده است كه مشكل ايجاد كند، اما انتقال ناشران آموزشي به شبستان باعث شده است فضا براي ناشران عمومي كه در شبستان قرار دارند تنگتر شود. شبستان بهترين مكان نمايشگاه است و فروش در آن نسبت به فضاهاي ديگر بالاتر است. امسال انجمن ناشران آموزشي بهعنوان يك نهاد غيردولتي با وزارت ارشاد در برگزاري بخش داخلي نمايشگاه همكاري كرد. ناشران آموزشي سال گذشته در سالنهايي قرار داشتند كه از نظر فروش مشكل داشتند و امسال با انتقال به شبستان اين مشكل خود را تاحدودي حل كردند. در همين حال يكي از ناشران به موضوع ديگري نيز اشاره ميكند. در حالي كه بحث از كمبود فضا ميان ناشران بسيار جدي است، او دو غرفه جداگانه را نشان ميدهد كه هر دو آثار مشتركي را ارائه ميكنند، آثار حسن رحيمپورازغدي را. جمعآوري كمتر از 300 كتاب همانطور كه محسن پرويز رئيس نمايشگاه و معاون فرهنگي وزير ارشاد گفته است، جمعآوري كتابهايي كه آييننامه نمايشگاه را رعايت نكردهاند، از نمايشگاه در دورههاي قبلي هم سابقه داشته است، اما در نمايشگاههاي قبلي تعداد اين كتابها بسيار كم بود. محسن پرويز ديروز به خبرگزاري مهر گفته است: اينكه نمايشگاه طبق ضوابط خودش اجازه عرضه كتاب ميدهد يك مساله پذيرفتهشده بينالمللي است و شما در هر نمايشگاه بينالمللي ديگري هم كه بخواهيد شركت كنيد، كتابها ارزيابي ميشود و مجوز عرضه را به برخي از آنها نميدهند و آنها را جمع ميكنند. پرويز ضمن اشاره به سابقه جمعآوري كتاب در 20 دوره گذشته گفته است: در بين كتابهايي هم كه در هر دوره جمع شده، كتابهايي هست كه به اركان اسلام يا مذهب شيعه اهانت كرده است يا اينكه تصاوير غيراخلاقي و يا محتواي مذموم و ناپسندي دارد، طبيعتا اين كتابها مجوز عرضه در نمايشگاه كتاب را ندارند اما بر اساس گزارشي كه از دوستانم در مورد كتاب جمعآوري شده گرفتم تعداد اين كتابها خيلي زياد نيست و سرجمع كتابهاي داخلي و خارجي كه با ضوابط نمايشگاه سازگار نيست و مشكل دارد، به 300 عنوان نيز نميرسد. جمعآوري برخي از كتابها در حالي صورت گرفته است كه اين كتابها با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شدهاند. اعتراض وزير ارشاد به سوالپراكني مجري تلويزيون اين خبر را هم بدون شرح بخوانيد. اگرچه با كمي تاخير، اما خواندنش خالي از لطف نيست. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي پنجشنبهشب با حضور در گفتوگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما، نظرسنجيهاي انجام گرفته در كشور را زير سوال برد و گفت: درباره ميزان مطالعه در كشور در گذشته، آمار و ارقامي وجود دارد كه من به آنها اعتماد ندارم و در توضيح اين مطلب با مثالي گفته خود را اينگونه نقض كرد: وقتي نظرسنجي از افراد به صورت گفتوگوي رودررو انجام شده باشد، كسي نميگويد كتاب نميخوانم، همه خود را اهل مطالعه معرفي ميكنند! به گزارش سايت فردا كه تابناك هم آن را پوشش داده است، وي در پاسخ <اوجي>، مجري گفتوگوي ويژه خبري كه پرسيد اگر اينگونه باشد بايد آمار خوبي داشته باشيم، تصريح كرد: آماري كه در اختيار ماست، از دو دقيقه هست تا هفده دقيقه؛ منتها شيوهاي كه بعضا همكاران شما در صداوسيما با حضور در يك ميدان و نظرخواهي از مردم، آمارگيري ميكنند، اصلا شيوه مطلوبي نيست. مجري برنامه كه در ميان حرف وزير پريده بود، با دفاع از عملكرد همكاران خود گفت: اصلا اينگونه نيست و وزير فرهنگ هم ادامه داد: به هر حال روشهاي ديگري هم براي نظرسنجي و برآورد دقيق ميزان مطالعه در كشور وجود دارد. در اين هنگام و در حالي كه گفتوگو به شكل پرسش و پاسخ كوتاه گرم شده بود، اوجي پرسيد، مثلا چه روشهايي؟ و آيا شما روي اين مسأله كار كرديد؟ صفار هم معترضانه به مجري برنامه گفت: اينطوري كه شما دائم سؤالپراكني ميكني، راه به جايي نميبريم. اينكه دائم از توي گوشي به شما سؤالي بگويند و آن را از من بپرسيد بيفايده است. بهتر است با هم گفتوگو كنيم! اوجي در پاسخ ادعاي وزير گفت: من ميتوانم اين گوشي را از گوشم دربياورم، اما اين سوالات، به صورت پيامك به من ميرسد و من هم با توجه به زمان كم برنامه موظفم كه از شما بپرسم. و بعد پرسيد: با اين احتساب كه شما اين نظرسنجيها را رد ميكنيد، قاعدتا خيلي از نظرسنجيها كه در كشور انجام ميشود، از نظر شما داراي اشكال است و قابل استناد نيست. وزير توضيح داد: اگر تنها به يك روش باشد، بله شايد محل اشكال باشد، اما پرسش از مخاطبان، تهيه ليست خريد كتاب، ليست امانت كتاب از كتابخانهها و همچنين ميزان فروش هر ناشر بايد در اينگونه نظرسنجيها لحاظ شود. اوجي پرسيد خود شما اين كار را كرديد و صفارهرندي گفت: مجموعه مركز پژوهشهاي وزارتخانه يكي از ماموريتهايش همين است. وي البته به اين موضوع كه در سه سال گذشته آيا وزارتخانه براي رد نظرسنجيها و پژوهشهاي قبلي كاري انجام داده يا خير، حرفي نزد. وزير ارشاد در بخش ديگري از گفتوگوي ويژه خبري با مقايسه ايران با ديگر كشورها به امر كتابخواني در مترو و اتوبوسها اشاره كرد و گفت: جداي از نظرسنجيها، اين مهم است كه جامعه ما جامعه كتابخوان حرفهاي نيست، در حالي كه در بسياري از كشورها در اتوبوس و مترو هم مردم كتاب ميخوانند، چه بسا آن كتاب رمان باشد. بنابر اين گزارش، صفارهرندي با اشاره به موضوع بحثبرانگيز خريد كتاب از سوي وزارت ارشاد با اشاره به مبلغ 25 ميليارد تومان خريد در سال گذشته در پاسخ به اين پرسش كه آيا ليست خريد را منتشر كردهايد يا نه گفت: بخشي از اين ليست منتشر شده، اما اگر ليست خريد در گذشته منتشر شود، چه بسا براي بسياري ناخوشايند باشد، چرا كه خريد از يك ناشر خاص بعضا به صدها ميليونها تومان ميرسيده است. وي البته به اين موضوع اشاره نكرد كه چرا وزارت تحت مديريت او اين ليست خريد را به شكل كامل منتشر نميكند. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاسخ به پرسش مجري برنامه درباره اعتراض برخي ناشران به روند طولاني صدور مجوز در مقابل اصرار اوجي كه چند درصد كتابها داراي مشكل هستند، به آماري غيرقابل قبول اشاره كرد و گفت: شما فرض بگيريد، 10 درصد. در سال گذشته، 54 هزار عنوان كتاب منتشر شده است، 10 درصد اين تعداد ميشود 5400 عنوان كتاب و اين تعداد كمي نيست! بنابر اين گزارش، اين در حالي است كه در سال گذشته از 54 هزار عنوان كتاب، 23 هزار عنوان چاپ نخست بوده كه بايد براي صدور مجوز به طور دقيق بررسي ميشده، مضاف بر اينكه بالغ بر 9هزار عنوان از اين كتابها، كتب كمك آموزشي بودهاند كه بنا بر گفته وزير در كمتر از يك روز برايشان مجوز صادر ميشود. در واقع، آقاي وزير در يك سال گذشته، كمتر از دو هزار عنوان كتاب براي بررسي داشته است و نه 5400 عنوان. اوجي همچنين در آغاز اين برنامه پرسيد: روز اول نمايشگاه چطور بود؟ و وزير گفت: برداشت من اين است كه همين امروز، آثار رضايت نسبي در بين بازديدكنندگان وجود داشته است. اوجي گفت: آيا امروز خودتان به نمايشگاه رفتيد؟ و وزير پاسخ داد: نخير، اما ارتباط مستمر داشتم و گزارشهايي كه گرفتم اين موارد را به من انتقال داد. اوجي درباره نظم نمايشگاه امسال و اينكه در روز اول برخي معترض بودند كه چرا لوح فشرده اطلاعات ناشران در اختيارشان قرار نگرفته تا راحتتر به انتخاب و خريد كتاب بپردازند، گفت: امروز يك اشكال فني داشتيم كه به خاطر تيمهاي حفاظتي و فعاليت خاص آنها در شب افتتاحيه بوده كه از فردا، (جمعه) حل خواهد شد. البته اين مورد خاص به من گزارش نشده! اوجي پرسيد خود شما چقدر مطالعه ميكنيد كه وزير گفت: به خاطر شغلم توفيق اجباري مطالعه دارم. بعضي اوقات به خاطر بررسي و مقايسه بين نظرات كارشناسان در مورد يك كتاب خاص، برخي اوقات به خاطر تهيه متن سخنراني و گاهي هم به خاطر كنجكاوي شخصي. بنابر اين گزارش، مجري برنامه گفتوگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما تا پايان اين گفتوگو بارها پرسشهاي خود را با عبارت <مردم پيامك فرستادن> مطرح كرد تا از توبيخ وزير درباره
اختصاصی/ info@ketabnews.com یک بازار مکارهی بزرگ بزرگترین بازار مکارهی کتاب در جهان عنوانی است که طی پنجاه سال گذشته به نمایشگاه جهانی کتاب فرانکفورت دادهاند. بسیاری معتقدند شهرت و موفقیت نمایشگاه کتاب فرانکفورت نتیجه سازماندهی و بیش از نیم قرن تجربهی برگزاری و نیز "عدم دخالت دولت" در برگزاری آن است. در این نمایشگاه پنجروزه، ناشران شرکتکننده اجازهی فروش کتاب ندارند و بازدیدکنندگان نیز به قصد خرید کتاب به نمایشگاه نمیآیند، بلکه فروش کتابها غیرمستقیم و به صورت ثبت سفارش انجام میشود. بدینترتیب، برپایی نمایشگاه بیشتر به قصد بازاریابی است؛ از مدت 5روز نمایشگاه، سه روز اول مختص بازدیدکنندگان حرفهای (کتابفروشان، بازاریابان، پدیدآورندگان، مسئولان چاپخانهها، شرکتهای صحافی، و بهطور کلی خانواده صنعت نشر) است تا در فضایی آرام به تبادلنظر و گفتوگو در مورد فروش کتاب، ثبت سفارش، حقوق مؤلفان، و اعطای مجوز بپردازند؛ و دو روز آخر برای بازدید عمومی است. نمایشگاه کتاب فرانکفورت اگرچه بزرگترین گردهمایی ناشران در سراسر جهان محسوب میشود ولی آنقدر "جلسات گفتگو" و اعتیاد "دور هم جمع شدن" در اینجا تقویت شده است؛ که بهتر است به جای کتاب نام آن را نمایشگاه روابط اجتماعی یا چیزی شبیه آن گذاشت. در سراسر شهر مردمانی از حدود 100 کشور جهان با زبانهای مختلف دیده میشوند که بیشتر برای خرید کتاب یا ارتباط با ناشران کتاب آمدهاند ـ که سال 2007 این تعداد به 180 هزار نفر رسیده بود ـ ولی بیشتر اوقات خود را در کافهها و رستورانهای شهر میگذرانند. در بیرون از نمایشگاه و در لابی هتلهای نزدیک به نمایشگاه نیز خبری از کتاب و بحثهای فرهنگی نیست و هرچیزی که به چشم میخورد یا "شکلات روی پیراهن نویسندههای قرارداد بستهی راضی" است؛ یا جمعی از ناشران اروپایی و امریکایی که دور هم پای سفرهی گوشتهای کبابشده نشستهاند و تنها حرفهایی که میان آنها مبادله میشود؛ مبادلات کتاب و میزان فروش است و صدای این ناشران بیشتر به تاجران و ملاکهای زمین شبیه است تا صاحبان فرهنگ. هزینههای اجاره غرفه علاوه بر اینکه به مساحت غرفه بستگی دارد شامل هزینههای مربوط به آب و برق مصرفی و دیگر خدمات رفاهی مثل بیمه نیز میشود. ارتفاع هر غرفه 2.5متر تعیین شده است و در صورتی که ناشران و شرکتها بخواهند از این مرز فراتر روند نیز باید هزینههای اضافی بپردازند. نکتهی جالب اینجاست که هر ناشر در فرمهای مربوطه علاقمندی خود برای همسایگی با ناشران یا کشورهای دلخواه خود را اعلام میکند و این درخواستها پس از بررسی تا حد ممکن اجابت میشود. گروههای تخصصی انتشاراتی که سالنها بر اساس آن تقسیم شدهاند؛ بالغ بر 8 گروهند که عبارتند از: 1. داستانی و مستند 2. کتابهای هنری 3. کتابهای مذهبی 3. کتابهای کودکان 4. کتابهای علمی و اطلاع رسانی و رسانه 6. کتابهای توریسم و جهانگردی 7. کتابهای فیلم و تلویزیون 8. کتابهای طنز امسال قیمت هر غرفهی معمولی 4 متر مربعی 224 تا 231 یورو ، 8 متر مربعی 321 تا 331 یورو، 12 متر مربعی 385 تا 397 یورو و برای غرفههای گوشه و زاویهای در دو جهت راهرو با 10 درصد تخفیف در نظر گرفته شده است. غرفههایی هم که اشکال پرتی محل و یا همان جزیره و شبه جزیرهای دارند با 15 تا 20 درصد تخفیف ارائه میشود. طبق قانون نمایشگاه غرفهها باید از کفپوش مخصوص پیشبینی شده استفاده کنند و در غیر این صورت، برای هر متر کفپوش اختصاصی باید 162 یورو بپردازند که در این میان برای اتاقک و دیوارهای پیش ساختهای که ناشران استفاده میکنند نیز قیمتهایی تعیین شده است که 336 یورو برای دیوارههای 2در2 متر و 612 یورو برای انواع اتاقکهای دردار در نظر گرفته شده است. قیمت مبلمان استاندارد نمایشگاه از 158 تا 642 یورو بر حسب انتخاب ناشران و تجهیزات درخواستی متغیر است که مثلاً برای هر میز اضافی ــ دو میز 70 سانتیمتری داده میشود ــ باید 99 یورو پرداخت کرد. در ضمن هر آژانس انتشاراتی باید 401 تا 413 یورو برای ثبت نام و شرکت در نمایشگاه پرداخت کند که نوعی بلیط ورودی برای آنها محسوب میشود و پس از آن ناشران میتوانند با پرداخت 99 یورو نام خود را در کاتالوگ مخصوص نمایشگاه ثبت کنند. نمایشگاه 2007 در یک نگاه در نمایشگاه فرانکفورت 2007، یکصد و ده کشور با 7300غرفه حضور داشتند و یکهزار نویسنده مشهور و تازهکار در 2500 جلسه و برنامه به گفتگو با کتابدوستان نشستند. از 380 هزار اثر عرضهشده در نمایشگاه، حداقل 30درصد تلفیقی از کتاب با فناوریهای دیجیتال است؛ کتابهای الکترونیک، فیلم، ویدیو، دیسکهای فشرده و ... مهمان نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2007، ایالت کاتالونیای اسپانیا بود. زبان کاتالونی، زبان مشترک 13 میلیون نفر از اهالی این ایالت و خارج از آن است. اومبرتو اکو، ریچارد فورد، گونتر گراس، مارتین والسر در نمایشگاه 2007 میهمان افتخاری بودند. بیشترین غرفههای نمایشگاه 2007 متعلق به آلمان (3273 غرفه) و انگلستان (797 غرفه) بود و کشور جمهوری خلق چین نیز با 160 غرفه حضوری فعال در این دوره از نمایشگاه داشت. .................................................................. 1. برخی از برگزیدگان عبارتند از: 1953: مارتین بوبر، فیلسوف و مورخ یهودی اتریشی. 1955: هرمان هسه، نویسنده و شاعر آلمانی. 1958: کارل یاسپرس، فیلسوف آلمانی. 1968: لئوپولد سِدار سِنگار، رئیس جمهور سنگال. 1972: یانوش کورجاک، پزشک و آموزگار لهستانی که بر اساس بیانیهی هیات داوران، در جریان جنگ دوم جهانی، در سال 1942 میلادی با فداکاری و از جان گذشتگی کوشید تا صدها کودک یهودی را از مرگ نجات دهد و در این راه جان باخت. جایزه به بازماندگان او تعلق گرفت. (تحقیقات نشان داده که هر چند سال یکبار یکی از این آموزگاران فداکار با "تحقیقات گسترده" پیدا میشوند! البته هنوز تحقیقات از سرنوشت معلمانی که به همراه کودکان در مدارس فلسطین و افغانستان و عراق کشته میشوند، ادامه دارد.) 1979: یهودی منوهین، ویولوننواز آمریکایی. 1980: ارنستو کاردِیال، شاعر، کشیش کاتولیک و وزیر فرهنگ نیکاراگوئه در دوران ساندنیستها. 1981: لِف کاپولف، نویسنده معترض روسی. 1984: اوکتاویو پاز، نویسنده مکزیکی. 1989: واسلاو هاول، نویسنده و نمایشنامهنویس لهستانی که رئیس جمهور این کشور شد. 1994: خورخه سِمپرون، نویسنده و وزیر فرهنگ اسپانیا. 1995: پروفسور آنِماری شیمل، شرقشناس و اسلامشناس آلمانی. 1996: ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پروئی. 1997: یاشار کمال، نویسنده اهل ترکیه. 2000: آسیه جبار، نویسنده الجزایری. 2001: یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی. 2003: سوزان سونتاگ، نویسنده آمریکایی. 2005: اورهان پاموک، نویسنده ترک که در2006 نیز جایزه نوبل ادبیات به او اهدا شد. |
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:26 توسط الناز. ح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با خرید رمان خوشه های آرزو از فروشگاه نشر البرز از بچه های بی سرپرست پرورشگاه صبا حمايت کنيم. رمانی خواندنی و مهيج با دستمايه ای واقعی که لحظه های ملتهب عشق را به تصوير می کشد. با تشکر الناز حسن زاده
|
| پیوندهای روزانه |
|
احمد باران گنابادی مشاوره آنلاین تنها قلب شکسته من در غریت مجله هنری پيرامون ذهن من مبایل سنتر در کوی ما شکسته دلی می خرند و... بزرگان موسیقی سنتی ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|