![]() |
![]() |
|
| زندگی چيزی نیست جز خوشه ای آرزو. |
|
تارهای حقيقت زير پای گذر زمان می پوسيد و چرخ كهنه گاری زندگی می لنگيد؛ پودهای حادثه پيوندی با هم نداشت من، دور از همه یِ رازهائی كه بوی ماندگی می داد، شهد خوشه های سوزان آفتاب را از گونه سكوت می نوشيدم، نور؛ طعم خون می داد رخداد حاصل از چرخ زمان آهنگ ناموزونی بود اما، دست های آرزو؛ تارهاى پوسيده را به هم می پيوست، و جامه ي حادثه را از نو می دوخت زمان مهربان تر می شد، راز ها عريان، زير نور تابه ها حمام آفتاب می گرفتند، و تار و پودهای تازه جان يافته؛ كومه ای می شدند برای پروراندن حقيقتی نو!. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:6 توسط الناز. ح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با خرید رمان خوشه های آرزو از فروشگاه نشر البرز از بچه های بی سرپرست پرورشگاه صبا حمايت کنيم. رمانی خواندنی و مهيج با دستمايه ای واقعی که لحظه های ملتهب عشق را به تصوير می کشد. با تشکر الناز حسن زاده
|
| پیوندهای روزانه |
|
احمد باران گنابادی مشاوره آنلاین تنها قلب شکسته من در غریت مجله هنری پيرامون ذهن من مبایل سنتر در کوی ما شکسته دلی می خرند و... بزرگان موسیقی سنتی ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|