![]() |
![]() |
|
| زندگی چيزی نیست جز خوشه ای آرزو. |
|
تنهائی، با نجوایِ واژه تسليم
در احساسِ ترِ لذت ذوب شد كلمه ای كه از ميان لب های ترديد بيرون دويد كلمه ای كه از شادی يخ زدهِ پولكِ ماهی تراويد؛ و در دست های سپيد انتظار به سجده افتاد و در نگاه گرمِ آفتابِ بخت، بی تاب شد و در شهاب خيس شوق آب شد آبِ عطش بارِ هوس، با چشمكِ اخترِ بوسه های داغ، شرم آگين گشت همچون آتشی كه از خواهش عريان، صدا را آفريد، و فريادِ اعتراضِ خاموشی در صراحتِ تيغِ تيزِ جبر از ليوانِ شكيب لبريز بود! آرزو، چون ساقه يِ خميده آفتابگردان، در زيرِ آرواره هاى شهوت خرد شد! و تنها، نقابِ نازكِ دروغ بود كه از حرارتِ پوچی شعله كشيد و واژه يِ تسليم در همآغوشی دو لب متولد گرديد همچون آتشی كه از خواهش عريان، صدا را آفريد،
اشتباه، در بطن سكوت، با فريب در آميخت؛ تا كه بانوی باشكوهِ تسليم درحريمِ حريری بارانِ نور، دلبری كند!. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 2:44 توسط الناز. ح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با خرید رمان خوشه های آرزو از فروشگاه نشر البرز از بچه های بی سرپرست پرورشگاه صبا حمايت کنيم. رمانی خواندنی و مهيج با دستمايه ای واقعی که لحظه های ملتهب عشق را به تصوير می کشد. با تشکر الناز حسن زاده
|
| پیوندهای روزانه |
|
احمد باران گنابادی مشاوره آنلاین تنها قلب شکسته من در غریت مجله هنری پيرامون ذهن من مبایل سنتر در کوی ما شکسته دلی می خرند و... بزرگان موسیقی سنتی ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|